.comment-link {margin-left:.6em;}

بر ما چه گذشت

همه چيز از همه جا و البته خاطرات جوانی ـ عليرضا تمدن

Saturday, June 26, 2004

نایکوئيست، شريعتمداری جمهوری خواهان آمريکا و طرح حمله نظامی به ايران

جی آر نایکوئيست شايد چهره چندان شناخت شده ای برای ما ايرانی ها نباشد. او يکی از تحليل گران و تئوری پردازان نزديک به طيف تند رو محافظه کاران به سرکردگی رامسفيلد و چينی است. وی به عنوان اهرم مطبوعاتی اين گروه به بازی در نقش ذوب شده در ولايت جرج بوش مشغول است. وی به نوعی حکم پيشقراول و جاده صاف کن اين گروه را دارد و با زمينه سازی های مطبوعاتی راه را برای تيم عملياتی اين گروه باز می کند. در مقام مقايسه از نظر نقش و جايگاه سياسی و از نقطه نظر نحوه نگارش ، نگرش و تفکر ميتوان اين فرد را با شريعتمداری در روزنامه کيهان هم رديف دانست.

در تئوری های نای کوئيست همواره دشمن و توطئه حرف اول را مي زنند. وی را در واقع مي توان يک تئوری پرداز توطئه دانست که همه چيز را از اين زاويه ارزيابی می کند و تقريبا تمام دنيا را دشمن آمريکا مي داند. وی از دشمنان سرسخت کمونيست و هر آن چيزيست که با کمونيست در ارتباط باشد. نکته اينجاست که علارقم تحليل های سست و بی پايه و اساس و تناقضات فراوان در مطالب نای کوئيست وی همچنان به عنوان يکی از تئوری پرداان اصلی طيف تندرو محافظه کاران شناخته مي شود.

در اين مطلب قصد تجزيه و تحليل مقالات و تئوری های نای کوئيست را ندارم؛ ولی آن چه که باعث شد دست به قلم ببرم و اين مطلب را بنويسم احساس خطر شديدی بود که از آخرين مقاله وی
با نام تهديد ايران
در Financial Sense به من دست داد. وی در اين مقاله با بافتن آسمان و ريسمان به هم سعی دارد که خواننده را قانع کند که حمله نظامی به ايران تنها راه حل برای بازگشت صلح و ثبات به منطقه است. وی با تحليل های سستی مانند اينکه کشوری که نفت و گاز دارد به انرژی اتمی نياز ندارد سعی در تحميق خوانندگان دارد. جالب اينکه که خود وی با نقل قولی از خامنه ای مبنی بر عدم امکان تکيه بر منابع نفتی به خاطر محدود بودن اين ذخاير عملا خط بطلان بر نظر خود مي کشد. وی در جايی ديگر از اين مقاله با آدرس های غلطی که بدون هيچ گونه سند و يا مدرکی ارائه مي دهد صرفا سعی در تهييج و جلب نظر خواننده را دارد. نظير اينکه ايران چهار لشگر نظامی در مرز عراق مستقر کرده و يا القا اين موضوع که موشکهای شهاب ۳ توانايی حذف اسرائيل را از نقشه دنيا دارند. وی با سر هم کردن اينگونه استدلالات سست و کلمات احساسی، در نهايت به اين جمع بندی مي رسد که تنها راه حل برای آمريکا، حمله نظامی به ايران است.

حقيقت اين است که در نگاه اول با توجه به سست بودن عناصر اثباتی در اين مقاله چه بسا هيچ کس آن را جدی تلقی نکند ولی حقيقت تلخ آنجاست که بدانيم اين کلام در واقع کلام بدنه اجرائی دولت فعلی آمريکاست و اين مسأله است که باعث ترس و زنگ خطر می باشد. اگر شما اين مقاله را در کنار مجموعه تحرکات آمريکا و جامعه جهانی در طی چند ماه گذشته نسبت به ايران ببينيد و فشاری که بر ايران به خاطر سلاح های هسته ای، رابطه با القائده، مسائل تروريستی، مخالفت با روند صلح خاورميانه، مسائل عراق و غيره وارد می شود يکجا بررسی نماييد و مجموع اين داستان ها را با وضعيتی که در چند ماه آخر حکومت صدام بر وی تحميل شده بود مقايسه کنيد پی به اين واقعييت تلخ مي بريد که هدف نظامی بعدی آمريکا ايران خواهد بود و گريز از اين روند تنها و تنها به خروج تيم بوش از کاخ سفيد بستگی دارد. به خصوص که با استعفای تنت رئيس سيا ـ که اتفاقا آن هم با همين زمينه سازی های مطبوعاتی نای کوئيست به استعفا انجاميد ـ و از سوی ديگر ضعيف شدن هر چه بيشتر طيف متعادل محافظه کاران با شاخص پاول اين موضوع بيشتر و بيشتر نمايان می شود.

آنچه که از دولت ايران بر می آيد اين است که با در پيش گرفتن يک ديپلماسی فعال خصوصا با متحدين اقتصادی و پرهيز از اقدامت تنش زا نظيرآنچه که اخيرا دررابطه با ملوانان انگليسی روی داد امکان يارگيری نظامی را برای آمريکا به حداقل برساند. هر چند که تجربه عراق نشان داده که آمريکا برای پياده کردن تصميماتش نيازی به هيچ متحدی ندارد. ازسوی ديگر تهران می تواند با ابزارهای مالی و تشکيلاتی که در اختيار دارد تا حد زيادی در نتيجه انتخابات رياست جمهوری آمريکا تاثيرگزار باشد. از سوی ديگر وظيفه ما شهروندان ايرانی مقيم آمريکا است که با رای ندادن به بوش و آگاه کردن اطرافيان از خطری که با ادامه حضور بوش در کاخ سفيد برای کشورو ملت ما ايجاد می شود راه را برای رسيدن مجدد وی به مقام رياست جمهوری سد کنيم.

تکمله: ميتوانيد اينجا با خواندن آرشيو مطالب نايکوئيست با ديدگاه های وی بيشتر آشنا بشويد. چند مطلب را که به نوعی در ارتباط با اين مقاله مي دانستم در زير آوردم.

دست گذاشتن بر روی مسائل احساسی و ملی خواننده برای رسيدن به هدف:
Except for the arrest of a leading al Qaeda official, the pre-war news has not been happy. Turkey turned its back on America at the eleventh hour, blocking U.S. troop deployments and throwing Washington’s military calculations into confusion. The French recently talked of vetoing a UN resolution on the use of military force against Iraq. Even the Pope, a man who lived under communism in Poland, has declared that a war against totalitarian Iraq would be immoral. On March 5 the Pope sent an emissary to warn President Bush that, “God is not on your side if you invade Iraq.” The Pope believes that a war against Iraq would be “a defeat for humanity.” Meanwhile, the Whittier Daily News is reporting that anti-war protestors trashed a 9/11 memorial last Saturday. Anti-war ruffians “burned and ripped up flags, flowers and patriotic signs” along Whittier Blvd. The deep rot of political correctness was not only apparent on the side of the vandals but also on the side of the local authorities. The Whittier Daily News reported that, “although officers witnessed the vandalism Saturday afternoon, police did not arrest three people seen damaging the display because [according to police Capt. John Rees] they were ‘exercising the same freedom of speech that the people who put up the flags were.’” These stories show that the West is paralyzed and divided. A larger power is on the march. This power supports Saddam and lifts him up. In recent days America has received two warnings about this power – two warnings that, predictably, will go unheeded. مطلب کامل

اعتقاد به اين تفکر فاشيستی که افراد يا با ما هستند و يا بر ما و گروه دوم بايد معدوم شوند:
This situation is gravely serious. And that is why President Bush offered the countries of the world a choice. They are either with us or against us. Here is the final signification in this war. Those who undermine America are enemies. Those who support America are friends. Liberal pettifogging should not be allowed to obscure this obvious truth -- which applies to individuals as well as to countries.
مطلب کامل

گوشه ای از نمايش ذوب در ولايت:
A close examination of the facts does not reveal a conspiracy to “lie” or “mislead” the American people. Whatever one thinks of CIA analysis on Iraq, the president did what he thought was right based on CIA information. It would not be reasonable to expect the president to act otherwise.

Regarding the Iraq WMD issue, the president deserves an apology from all those who have denounced him as a liar.
مطلب کامل

حمله به مسائل شخصی و خصوصی افراد و تهمت های آنچنانی بدون هيچ گونه سند و مدرک. در اين مورد خاص صدام.

0 Comments:

Post a Comment

Links to this post:

Create a Link

بازگشت به صفحه اصلی